سفارش تبلیغ
صبا

87/12/21
12:55 عصر

توطئه وهابیت برای آشوبگری در ایران

بدست صعصعه در دسته

توطئه وهابیت برای آشوبگری در ایران

یک
منبع آگاه از عربستان سعودی اعلام کرد تعدادی از شاهزادگان سعودی که کینه
و نفرت شدیدی از جمهوری اسلامی ایران دارند، قصد دارند برای سرپوش گذاشتن
بر رفتار وحشیانه مأموران خود علیه زائران شیعه، در برخی مناطق سنی نشین
کشورمان آشوب بر پا کنند.

به گزارش شیعه آنلاین، این منبع آگاه افزود:‌ هدف این
شاهزادگان این است که در صورت مقابله و برخورد مأموران امنیتی و پلیس
کشورمان با آشوبگران، اهل سنت ایران را مظلوم نشان بدهند و به اصطلاح
رفتار خود با زائران شیعه را توجیه کنند.

این منبع آگاه در ادامه افزود: دولت عربستان سعودی به
دلیل درگیری‌ها و حوادث اخیر شهر مدینه منوره، به شدت زیر فشار قرار گرفته
است و همزمانی این حوادث با برخی تغییرات گسترده در دستگاه حکومتی این
کشور موجب شده که موقعیت خاندان حاکم آل سعود به خطر بیفتد از همین رو این
شاهزادگان تصمیم گرفته‌اند که هر چه سریعتر به بحث درگیریهای مدینه پایان
دهند و آن را به دیگر مناطق به ویژه سرزمین های ایرانی بکشند.

این منبع آگاه در ادامه گفت: در همین راستا یکی از
شاهزادگان عربستانی که رابطه بسیار خوبی هم با مقامات آمریکایی دارد روز
گذشته دیداری محرمانه با یکی از مقامات ارشد سازمان اطلاعات و امنیت
آمریکا (CIA) داشته و در این مورد با وی مشورت کرده است.

گفتنی است این منبع آگاه هیچ نامی از این شاهزاده
عربستانی نبرده اما پیش بینی می شود منظور وی "شاهزاده بندر بن سلطان بن
عبدالعزیز آل سعود"، سفیر سابق عربستان در آمریکا باشد. وی یکی از بیشترین
شاهزادگان عربستانی است که با دولتمردان آمریکایی رابطه نزدیک و دوستانه
دارد.

شایان ذکر است، پیش تر برخی پایگاه های خبری به نقل از
برخی منابع آگاه لبنانی اعلام کرده بودند که تحقیقات انجام شده در مورد
ترور شهید عماد مغنیه، فرمانده نظامی حزب الله لبنان نشان می دهد که
شاهزاده بندر بن سلطان نیز در آن دست داشته است.


87/12/21
12:53 عصر

بی خبران آگاه شوند...

بدست صعصعه در دسته

کارنامه اقتصاد سیاسی اصلاح طلبان

Files_Upload%5C2165.jpg

گروه اقتصادی- محمد مهدی تهرانی: شاید با گذشت سال ها از فعالیت دولت اصلاحات کارنامه اقتصادی این دولت نیز
در اذهان عمومی به فراموشی سپرده شده باشد و مردم از آنچه که بر اقتصاد
ایران طی آن سال ها رفته است، تصویر واضحی نداشته باشند، اما یقینا یاران
خاتمی که آن روز در کنار او بودند، این واقعیت ها را به خاطر دارند. اگر
واقعیت ها در کنار هم قرار بگیرند، آن گاه است که می توان به نقدهای پی در
پی اصلاحاتیان که امروز خود را منجی اقتصاد ایران اسلامی جلوه می دهند،
واقع بینانه تر نگاه کرد. نقدهای کسانی که شاید به میزان این سال ها در
سال های حاکمیتشان در باب اقتصاد سخن نگفته بودند! شاید امروز در حوزه
اقتصاد با کاستی هایی مواجه بوده باشیم، اما هنگامی می توان در خصوص این
کاستی ها قضاوت عادلانه کرد که واقعیت های اصلاحات را نیز در نظر بگیریم.
آن زمان را هم به خاطر بیاوریم که حتی صبر داعیان اصلاح طلبی هم لبریز شده
بود و در برابر رسانه های عمومی از ناکارآمدی ها می گفتند.

«ما قبل از دوم خرداد اعلام کردیم که خاتمی مرد اقتصاد
نیست.» جمله فوق اعترافی است که بهزاد نبوی قبل از آغاز 4 سال دوم ریاست
جمهوری خاتمی بیان کرد. در بازه زمانی فعالیت دولت اصلاحات اگر چه برخی
برنامه های اقتصادی پیش رفت و برنامه توسعه هم تدوین شد، اما نگرش مشخصی
در خصوص اقتصاد وجود نداشت و همین عدم وجود نگرش مشخص به تناقضات در
عملکرد می انجامید. کاستی های اقتصادی در دولت اصلاحات تا بدانجا بود که
نه رقیبان و مخالفان که یاران خاتمی هم لب به گلایه و شکایت گشودند و از
معضلات اقتصادی سخن به میان آوردند.

قضاوت در خصوص عملکرد اقتصادی اصلاحات را نخست به
روزنامه کارگزاران می سپاریم. کارگزاران طی مقاله ای با عنوان "سه دهه
سرگشتگی تئوریک" شرایط اقتصادی را در زمان خاتمی این گونه به تصویر می
کشد:«پیروزی سید محمد خاتمی برای منتقدان تعدیل اقتصادی به معنای تصحیح آن
سیاست‌ها شد، خاتمی از اردوگاه چپ سیاسی می‌آمد و از همین رو اقتصاددانان
ایستاده در این اردوگاه چنین می‌پنداشتند که وزیر ارشاد مستعفی
هاشمی‌رفسنجانی در این حوزه نیز پایبند سیاست‌هایی نزدیک به چپ اقتصادی یا
حداقل نهادگرایی خواهدبود.»

این روزنامه می افزاید:«خاتمی آن کرد و همان نکرد،
دکتر حسین نمازی وزیر اقتصاد میرحسین موسوی به کابینه دعوت شد تا در کنار
مرحوم دکتر نوربخش و دکتر محمدعلی نجفی سه ضلع اقتصادی دولت خاتمی را
تشکیل دهند. نتیجه این ترکیب معلوم بود،‌ دولت خاتمی اگر حاشیه‌ای داشت،
اختلاف‌نظر در میان افراد تیم اقتصادی او بود که در تمام ترکیب‌های دو
رئیس بانک مرکزی وی، چند رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی دولت او و
بالاخره سه وزیر اقتصاد دو کابینه خاتمی هیچگاه پایان نگرفت.»

آنچه گذشت ناظر به اختلافات شدید در درون تیم اقصادی
خاتمی است. تیمی که کاملا شکننده بود و از افرادی با مواضع کاملا
پارادوکسیکال تشکیل شده بود. در واقع گفتگوی تمدن های خاتمی به حوزه
اقتصاد هم تسری پیدا کرد و این شد که بسیاری از تصمیمات و برنامه های کلان
مانند طرح ساماندهی اقتصادی بدون سرانجام باقی ماند.

محمد سلامتی دبیر کل سازمان مجاهدین انقلاب با اشاره
به این اختلافات می گوید:«تیم اقتصادی دولت خاتمی، تیم متجانسی نبود که
بتواند مسائل را به طور هماهنگ پیگیری کند.» او می افزاید:«کسانی که در
دولت سابق (دولت سازندگی) تفکر سیاست تعدیل اقتصادی را تعقیب می کردند، با
بن بست مواجه شدند و در دولت خاتمی هم قطعا ناموفق عمل کردند و برای
اقتصاد کشور ایجاد مشکل کردند.»

عدم هماهنگی بدنه دولت با طرح های کلانی که در دستور
کار قرار می گرفت، مشکلاتی را ایجاد می کرد و به اجرای ناموفق و ناقص
برنامه ها می انجامید. گاها دولتمردان ناچار می شدند تا با زبانی تهدید
آمیز سخن بگویند. آن گونه که محمد رضا عارف در خصوص طرح ساماندهی اقتصادی
و کارشکنی بدنه دولت سخن گفت:«اگر مسئولی به طرح ساماندهی اقتصادی اعتقادی
ندارد باید محترمانه کنار رود. همه مسئولان باید مصوبات دولت را اجرا کنند
اگر نه بروند جای دیگری خدمت کنند و اجازه دهند کسی که معتقد است، بیاید و
کار کند.»

سرگشتگی تئوریک در دولت اصلاحات تبعات و پیامدهایی را
هم طبعا برای کشور به دنبال داشت. شاید این همه به خاطر آن بود که اصلاح
طلبان صرفا به رسیدن به قدرت فکر کرده بودند و برنامه مدون و مشخصی برای
اداره کشور نداشتند. میردامادی به این واقعیت در خصوص مجلس شورای اسلامی
اعتراف می کند:«اصلاح طلبان تمام توان خود را برای فتح کرسی های مجلس ششم
به کار بستند و برای پس از پیروزی برنامه مشخصی نداشته اند.»

عدم آگاهی و اشراف کافی شخص رئیس جمهور گاها مشکل
ایجاد می کرد. تا آنجا که هنگام اجرا گاها حتی شخص رئیس جمهور هم به یک
باره دچار تردید می شد. محمد علی نجفی در این خصوص می گوید:«آقای خاتمی
بعضی اوقات حتی در مورد این برنامه ها (برنامه سوم) که در سطح دولت توافق
بر روی آن شده بود و با سختی و صرف وقت زیاد تنظیم شده بود، دچار تردید می
شد. کسی در مورد یک یا چند ماده برنامه با ایشان صحبت می کرد و در دل
ایشان تردید و نگرانی پیدا می شد که آیا این تصمیمی که گرفته شده درست است
یا خیر. حتی در برخی از موارد بسیار مهم و بحث برانگیز برنامه که مورد
موافقت دولت قرار گرفته بود، دچار شک و تردید شدند و خیلی بدشان نمی آمد
که مجلس آن را تصویب نکند. در واقع ایشان هیچ گاه اطمینان صد در صد نسبت
به برخی مواردی که در دولت تصویب شده بود، نداشتند.»

در واقع اگر چه امروز دولتمردان اصلاحات برای جلب نظر
مردم و زمینه سازی برای انتخابات ریاست جمهوری آینده از معضلات اقتصادی و
راهکارها سخن به میان می آورند، اما خود در هنگام عمل هیچ خط مشی مشخص و
درستی را نتوانستند در حوزه اقتصاد به کار بگیرند. در بازه زمانی فعالیت
اصلاح طلبان، مشکلات معیشتی مردم به فراموشی سپرده شد. آنچه مطرح بود،
توسعه سیاسی بود و آزادی اندیشه و حقوق بشر و جامعه مدنی و عناوینی از این
دست. عناوینی که جز آشفته کردن فضای کشور هیچ دستاوردی به همراه نداشتند.
این بدین معنا نیست که در دوره اصلاحات هیچ کار اقتصادی انجام نشده باشد،
بلکه بدین معناست که مشکلات مردم هیچ گاه در اولویت کاری اصلاح طلبان قرار
نداشته است. و دقیقا به همین خاطر است که نمی توان اینان را فرشته نجات
اقتصاد ایران قلمداد کرد.

مسعود نیلی هم اشاره به عدم اطلاع درست خاتمی از مسائل
اقتصادی دارد. او می گوید:«درست است که آقای تاج زاده معاون سیاسی وزیر
کشور بود ولی در بعد سیاسی به طور کامل مورد اعتماد شخص آقای خاتمی بود و
همچنان هم هست. ما نیاز داشتیم که در سازمان برنامه هم شخصی چون آقای تاج
زاده در امور اقتصادی باشد. لازمه وجود چنین شخصی هم این است که آقای
خاتمی خواسته های اقتصادی خود را ترسیم و سپس بررسی کنند که برآورده کردن
این خواسته ها به قیافه چه کسی می خورد. اما در حوزه اقتصادی چنین اتفاقی
نیفتاد. دلیل آن هم مشخص نبودن تفکر شخص رئیس جمهور از اقتصاد بود.»

باید بپذیریم ناکامی های اقتصادی در دوره اصلاحات
بیشتر ناشی از تصمیم گیران کشور بود. بگذاریم حقایق را شخص سید محمد خاتمی
بگوید:«بخشی از ناکامی های طرح ساماندهی اقتصادی به خاطر ناموفق بودن
مدیریت هایی بوده که ما داشتیم. یعنی کار را انجام ندادند. طرح هایی که
بنا بود ظرف 6 ماه تهیه شود، فراهم نشد.»

علت آنچه خاتمی بدان اعتراف می کند، همان آلیاژی بودن
تیمی است که او برگزیده و عدم نگرش مشخصی که رئیس جمهور می بایست می داشت.
آن چنان که عطریانفر هم تصریح می کند:«رک بگویم قابل قبول نیست که بعد از
گذشت سه و نیم سال تازه شاهد بروز اختلاف میان دو نظریه اقتصادی یک کابینه
مشترک باشیم. به عقیده من تیم اقتصادی آقای خاتمی آلیاژی است و آزمون و
خطاهای زیادی در این دوره سه و نیم ساله داشته است. اما چون آلیاژها ذاتا
ناهمگونند، نمی توان کاری کرد. الان آقای خاتمی باید یک نگاه واحد اقتصادی
برای دولت در نظر بگیرد.»

خاتمی در میان این تیم شکننده اقتصادی خود نوید می داد
که به زودی خبرهای خوش اقتصادی را به مردم خواهد داد. اما هیچ گاه خبری از
آن خبرها نشد! و او در نهایت از روی ناچاری به نارسایی ها اعتراف
کرد:«باید به نارسایی ها اعتراف کنیم... توان ما کمتر از آن بود که
بتوانیم پاسخ مطالبات و توقعات صحیح جامعه را بدهیم.»

جالب آنجاست که کسانی که به ضعف و کم کاری های اقتصادی
خود واقف و معترف بودند، برای آنکه نظر مردم را به خود جلب کنند، امروز از
اقتصاد می گویند. کسی نیست از وعده و وعید های دوم خرداد بپرسد که به چه
سرانجامی رسید. و چرا امروز یاران خاتمی هم او را مرد عمل نمی دانند. آن
گونه که محسن کدیور هم اعتراف می کند:«آقای خاتمی یک حسنی دارند و آن
اینکه انسان صادقی هستند و هنوز هم صادق هستند. اما در عرصه سیاست، صداقت
کافی نیست، بلکه کیاست هم لازم است... شما یک مورد را نشان بدهید که سران
محافظه کاران از مواضع خودشان عقب نشسته باشند و یک مورد را هم نشان دهید
که آقای خاتمی در موضع خود ایستاده باشد.»

در واقع آن چه یاران خود خاتمی هم به آن اذعان داشته و
دارند این است که خاتمی مرد عمل و مرد ایستادن نیست. حال پاسخ این سوال که
چرا این یاران دوباره گرداگرد خاتمی حلقه زده اند را طبعا می بایست در
مصالح سیاسی شان جستجو کرد. مصالحی که هر روز اقتضائی دارد و امروز این
گونه اقتضاء می کند.


87/12/20
12:37 عصر

هالیوود

بدست صعصعه در دسته هالیوود

خانه سینما پاسخ دهد

اعتراض‌ها به حضور هالیوودی‏ها در تهران

Files_Upload%5C2168.jpg

با
گذشت 5 روز از اقدام بی‌سابقه خانه سینمای ایران در میزبانی یک هیئت
هالیوودی بلند پایه، رسانه‌های ایران روزانه اظهارنظرهای گسترده درباره
این موضوع را بازتاب می دهند.

به گزارش شبکه ایران، در
ادامه واکنش ها به حضور هیئت هالیوودی در تهران، آیت الله مصباح یزدی نیز
خواستار توضیح برای علت دعوت از هالیوودی ها شد و گفت:‌ باید علت حضور این
افراد و اینکه چه کسانی از آنان دعوت کرده‌اند، مشخص شود.

هم چنین نمایندگان مجلس خواستار توضیح سه وزیر اطلاعات،
امورخارجه و فرهنگ و ارشاد درباره این سفر شدند.اما رشد این اعتراضات با
بی‌تفاوتی خانه سینما همراه است.

آغاز ماجرا

اگرچه این موضوع به تازگی در کانون توجهات قرار گرفته اما چنانکه بی بی سی نیز نوشته است آمریکایی‌ها 9 ماه پیش درخواست صدور ویزا کردند.

امااز روزی که خانه سینما اعلام کرد که قرار است
گروهی از هالیوودی های بلندپایه مثل سید گانیس، ولیام هوربرگ، فرانک
پیرسن، جیمز لانگلی، فیل رابینسن، تام پولاک و الن هرینگتن به ایران
بیایند، حرف و حدیث ها شروع شد که ماموریت مسافران تهران چیست؟


مابفی در ادامه مطلب




خانه سینما اما هدف این سفر را برگزاری یکسری سمینارهای
تخصصی در راستای برنامه علمی برای ارتقای اعضای جامعه اصناف سینمای ایران
دانست.

به هر حال رسانه های ایران در آغاز این خبر جدی نگرفتند
اما وقتی یک روز جمعه اعلام شد هالیوودی ها نیمه شب جمعه وارد تهران شده
اند موج تازه ای از واکنش ها به راه افتاد.

خبرگزاری فارس در تاریخ 8اسفندماه از قول محمد مهدی
عسگرپور، مدیرعامل خانه سینما نقل کرد تام پولاک، رئیس کمپانی یونیور سال
و سدجنیس، رئیس آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا و بعضی از اعضای هیئت
رئیسه این آکادمی به ایران آمده اند.

اولین توضیح از سوی مدیر روابط عمومی ‌آکادمی ‌علوم و
هنرهای سینمایی آمریکا ارائه شد. او با تایید اخبار منتشره از سوی
رسانه‌های ایران مبنی بر سفر اعضای بلندپایه آکادمی ‌اسکار به تهران اعلام
کرد: گروهی از اعضای آکادمی اسکار هم‌اکنون در ایران هستند. وی تاکید کرد
که این سفر "طی ابتکاری کاملا خصوصی برای تبادل آموزشی و هنری" انجام می
شود و به دور از هرگونه جریان و برنامه‌ سیاسی است.

علیرغم توضیحات مدیر روابط عمومی اسکار،سخن از "تبادل فرهنگی" یا باید نشانه یک رویکرد تازه باشد و یا به یک مزاح تقلیلیابد،
چرا که رویکرد تهاجمی هالیوود در سال‌های اخیر با تولید فیلم‌های ضد
ایرانی مانند "300" و "کشتی گیر" و نیز گسترش تولید فیلم‌هایی با پیامهای
ضد اسلامی، پر رنگ‌تر شده و افق‌های تبادل فرهنگی میان سینماگران ایرانی
با هالیوودی‌ها را تیره تر کرده است.

این نکته در کنار سایر فعالیت های سیاسی ایالات متحده علیه موجودیت ایران است.

n00085289-r-b-003.jpg

تعارض های دولتی

در خبرها اعلام شده بود که آمریکایی‌ها با مقامات
سینمایی ایران چندین نشست خواهند داشت اما به زودی روشن شد وزارت ارشادو
سایرمقامات دولتی هیچ گونه دیدار یا قراری با آنها نداشته‌اند و این سفر
یک دعوت کاملا خصوصی است.

خصوصا اینکه حتی شمقدری مشاور هنری رییس جمهور که سوابق
موضع گیری های فرهنگی‌اش این احتمال را متبادر می ساخت که وی موافق چنین
سفری باشد، به این ماجرا واکنش تندی نشان داد و پرسید معنای دیدار صمیمانه
با سازندگان فیلم های ضد ایرانی و ضد اسلامی چیست؟ و خواستارعذرخواهی
هالیوودی ها و توضیح دعوت کنندگان شد.

سخنان او در رسانه های جهان بازتاب هایی داشت. بر اساس
این گزارش بی بی سی، خبرگزاری فرانسه، آسوشیتدپرس، رویترز، گاردین، تلگراف
و چندین خبرگزاری روسیه از جمله لنتارو اظهارات او را در صدر اخبار هنری
خود قرار دادند.

ویگفته بود: میهمان‌نوازی ایرانیان از
میهمانان اسکاری را جلوه‌ای کوچک از شکوه و عظمت فرهنگ و تمدن ایران
اسلامی عنوان کرده اما خاطرنشان می‌شود که روحیه میهمان نوازی مانع از آن
نمی‌شود که خواستارعذرخواهی آنان از مردم، تمدن و فرهنگ ایرانی نشویم.

البته او خواستار پاسخگویی "مسئولان سینمایی" شد اما معلوم نیست منظوروی
از "مسئولان سینمایی" اعضای خانه سینماست یا نه. چون این گروه دولتی نیست
و از سوی دیگر شمقدری همواره در سخنانش باب جدیدی در انتقاد از وزارت
ارشاد باز می‌کند.

به هر حال موضع گیری دولت علیه این ماجرا وقتی بیشتر
شدت گرفت که سخنگوی وزارت امور خارجه نیز حضور آمریکایی‌ها را مورد انتقاد
قرار داد. نکته جالب تر اینکه وی به پروژه ای اشاره کرد که از سوی هالیوود
برای ساخت 30 فیلم ضد ایرانی- ضد اسلامی کلید زده شده است. به گفته این
مقام وزارت امور خارجه این فیلم ها، نه تنها هویت دینی، بلکه هویت باستانی
و ارزش های فرهنگی ایران را هدف قرار داده است.

به هر حال روشن نیست چه کسی در دولت باید مسئولیت این موضوع را برعهده بگیرد. البته اظهارات قشقاویاز
یک سو نیز عجیب و پرسش برانگیز بود: چرا که وزارت امور خارجه که خود
افشاگر پروژه جدید هالیوود علیه امنیت ملی ایران بود، چگونه به طراحان و
سران شناخته شده این پروژه برای حضور در ایران ویزای سفر می دهد؟

610x.jpg

کیهان؛ انتقادی ترین مواضع

سؤالاتی از این دست را می توان از مجموعه
فرهنگی کشور در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سیستم اطلاعات و امنیت در
وزارت اطلاعات و نهاد رسمی سیاست خارجی در وزارت امور خارجه پرسیدو البته نباید بی پاسخ بماند.

در همین راستا اعضای کمیسیون فرهنگی مجلسوزرای امور
خارجه، اطلاعات و فرهنگ و ارشاد اسلامی را جهت پاسخگویی درباره حضور
کارگردانان هالیوودی در ایران به مجلس فراخواندند.

حجت الاسلام یحیی زاده به تشکیل جلسه فوق العاده در
مجلس برای بررسی این موضوع اشاره کرد و گفت؛ «بعد از بحث و بررسی فراوان
قرار شد روز یکشنبه هفته آینده جلسه فوق العاده یی در کمیسیون فرهنگی
برگزار شود و در این جلسه از وزارتخانه های امور خارجه، اطلاعات و ارشاد
اسلامی، معاونان مرتبط یا خود وزرا برای ارائه توضیحات لازم حضور پیدا
کنند.»

البته نمایندگان مجلس نیز مانند دولتی ها ساکت نبودند.
بیژن نوباوه که خود سالها در آمریکا برای هرگونه فعالیت رسانه ای و فرهنگی
شاهد فشارها و محدودیت های گسترده بوده است در گفتگو با کیهان
گفت:
به
عنوان یک فرد رسانه ای ایرانی، در آمریکا با مشکلات و محدودیت های
عدیده ای روبرو بودم و این نشان می دهد که کشورها در تعامل با هنرمندان و
اهالی رسانه سیاست های خاصی را دنبال می کنند. سوال این است که مسئولان ما
چه سیاستی را در تعامل با افرادی که ایران ستیزی و اسلام ستیزی آن ها مشخص
است دارند؟

هم چنین کارگردان یوسف پیامبر نیز در گفتگو با همین روزنامه، از خانه سینما شدیدا انتقاد کرد و گفت: خانه سینما که محل تجمع و پایگاه صنفی هنرمندان سینماست، با منافع ملی کشورمان هماهنگ و همراه نیست.

کیهان در حالی این گفتگوها
را ترتیب داده بود که چند هفته قبل از این این سفر یعنی در روزهای جشنواره
فجر مقاله ای جنجالی درباره طرح سیا برای سینمای ایران را منتشر ساخت.
اما مهمترین واکنش این روزنامه سرمقاله سردبیر آن بود.

حسین شریعتمداری نوشت: «راستی!
آیا هیئت یاد شده با بهره گیری از کرامات عرفانی! و از طریق «طی الارض»!
به ایران آمده است؟! خب! چه کسانی از آنها دعوت کرده اند؟ چه کسانی به
آنها ویزا داده اند؟ چه کسانی میزبانی آنان را برعهده گرفته اند؟ چه کسانی
با برنامه اعلام شده این هیئت یعنی انتقال تجربیات سینمایی آنها به
سینماگران ایرانی- با توجه به سوابق ضد دینی و ضد ایرانی آنان- موافقت
کرده اند؟! سکوت نکنید! این پرسش ها نمی تواند بی پاسخ بماند.»

مهمانان باسابقه تهران

در کنار این انتقادات رسانه ای اما اخبار برگزاری جلسات گرم سینماگران ایرانی و آمریکایی از خانه سینما به گوش می‌رسید.

این نکته خصوصا با توجه به کارنامه مدعوین اهمیت می
یافت. تام پولاک رئیس کمپانی یونیورسال پیکچرز بوده و در طول دوران تصدی
اش بر این کمپانی، بیش از 200 فیلم تولید نموده است.

آخرین تجربه ضدایرانی آقای پولاک و کمپانی یونیورسال با
توزیع انیمیشن ضد ایرانی و ضد انقلابی «پرسپولیس» صورت گرفت. با نگاهی به
لیست تولیدات یونیورسال پیکچرز که بنا به گفته مدیرعامل خانه سینما آقای
تام پولاک تهیه کننده اصلی شان بوده به فیلم های ذیل برمی خوریم:

تحت تعقیب (درباره حاکمیت سازمان های تروریستی تشکیلات
فراماسونری)، ماجراهای ایندیانا جونز جوان (درباره اسطوره های صهیونیستی)،
قلمرو (توهین آشکار به اسلام و مسلمانان و تبلیغ سیاست های سازمان سیا)،
ایوان قدرتمند (وهن خداوند که حتی نمایش آن در کشورهای اسلامی ممنوع شد)،
یونایتد93 (توهین به اسلام و تروریست خواندن مسلمانان)، مونیخ (تبلیغ
سازمان های تروریستی صهیونیستی)، بروس قدرتمند (وهن نسبت به خداوند که
نمایش این فیلم هم در کشورهای اسلامی ممنوع شد).

اما حضور سد جینیس (رئیس آکادمی) که به لحاظ مقام و
منصب رسمی در آمریکا از یک وزیر مهمتر به شمار می آید، به عنوان نماینده
رسمی ترین نهاد سینمایی آمریکا (مجری سیاست های حاکم) از همه مدعوین
پرسش‌برانگیزتر بود؛ خصوصا اینکه او شخصاً داوطلب می شود با هزینه خود،
راهی ایران گردد.

L00900352419.jpg

استقبال خارجی ها

اگرچه چند
هفته قبل هم استقبال رسانه های خارجی از خبر سفر یک تیم ورزشی آمریکایی به
ایران، با توقف این مسافران در دوبی ناکام مانده بود اما این بار هم
خبرگزاری های خارجی سوژه هالیوودی‌ها را برای سخن گفتن از "آب شدن یخ روابط ایران و آمریکا" و سیاسی دانستن سفر پی گیری نمودند.

برخی مانند خبرگزاری فرانسه از آغاز با سیاسی دانستن این سفر، آن را یک گام به جلو در آب شدن یخ های رابطه با آمریکا دانستند.

در همین
رابطه روزنامه نیویورک تایمز روز گذشته گزارش اول صفحه بین‌الملل خود را
به بازتاب خبر حضور سینماگران هالیوودی در تهران اختصاص داده و به تحلیل
روابط ایران و آمریکا در شرایط جدید پیش روی ایران پرداخته و دیدار
نمایندگانی از بازیگران و فیلمسازان هالیوودی با همتایان ایرانی خود را
ظرف 30 سال گذشته بی‌سابقه ارزیابی کرده است.

در این
گزارش آمده بود، فیل آلدن رابینسون که شهرتش بیشتر در زمینه نویسندگی و
کارگردانی است می‌گوید: «من گمان می‌کردم ایرانیان متفاوت هستند، اما
متوجه شدم که ما تفاوتی با هم نداریم و فیلم زبانی برای این تفاوت ساخته
است.»

هم چنین
همزمان با اعلام نظر مقامات رسمی مبنی بر مبادله فرهنگی تلقی کردن این
بازدید، خبرگزاری فرانسه به نقل از آنت بنینگ هنرپیشه هالیوود اعلام کرده
است که این هنرپیشه زن امیدوار است که حضور سینماگران آمریکایی شروع خوبی
برای گفت‌و‌گو میان دو کشور باشد.

سخنان آیت الله مصباح در یادواره شهدا

در کنار سکوت خانه سینما و استقبال خارجی ها اما واکنش ها از دولت و رسانه‌ها به حوزه علمیه و مجلس کشیده شده است.

اکنون دامنه
اعتراضات به قم رسیده و آیت الله مصباح یزدی نیز در سخنانی خواستار توضیح
برای علت دعوت از هالیوودی ها شده و گفت:‌ باید علت حضور این افراد و
اینکه چه کسانی از آنان دعوت کرده‌اند، مشخص شود.

آیت‌الله
محمد تقی مصباح یزدی سه‌شنبه‌ شب در یادوراه شهدای روحانی که در مؤسسه
آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) قم اظهار داشت: در مجلسی که به نام شهدا
برپا شده است باید به بیان ویژگی‌های شهدا پرداخت و بنده از سخن گفتن در
چنین مراسمی شرم می‌کنم.

آیت‌الله
مصباح یزدی در بخش دیگری از سخنان خود از حضور فیلم‌سازان هالیوودی در
ایران انتقاد کرد و افزود:‌ باید علت حضور این فراد و اینکه چه کسانی از
آنان دعوت به عمل آورده‌اند، مشخص شود.

وی اضافه کرد: نحوه اخذ ویزا توسط این افراد باید مشخص شود و چه دلیلی دارد که سینماگران ایرانی در مقابل چنین افرادی قرار گیرند.

استاد حوزه
علمیه قم گفت: آمریکایی‌ها به دنبال این هستند که تخریب‌های خود را از
طریق گروه‌های غیردولتی از جمله ورزشکاران و سینماگران دنبال کنند و حضور
فیلم‌سازان هالیوودی در ایران نیز در همین راستا است.

آیت‌الله
مصباح یزدی نسبت به حرکت دشمن برای ایجاد کودتای خزنده در کشور هشدار دارد
و تصریح کرد: البته تا زمانی که آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبری مقتدر
در رأس کشور قرار دارند و خانواده‌های شهدا در کشور وجود دارند، دشمنان به
هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسند، البته ما نیز نباید تلاش‌های دشمنان را ساده تلقی
کنیم.

L00900352262.jpg

خانه سینما؛ بی تفاوتی بیرونی و تکاپوی درونی

اما در
کنار همه این واکنش ها خانه سینما با بی تفاوتی تمام به فعالیت هایش مشغول
بود و سمینارهای مفصلی را در یک برنامه منظم در دو روز یکشنبه و سه شنبه
یازدهم و سیزدهم اسفند ماه برگزار کرد.

در کنار
سمینار های متفاوتی که در این روزها برگزار شد، هم چنین تعدادی فیلم از
سینمای آمریکا در خانه سینما برای اعضا به نمایش در می آید که در هر یک از
آنها یکی از مدعوین مسئولیتی برعهده دارند و پس از نمایش درباره روند
تولید و یا سهمی که در این روند داشته اند توضیحات مفصلی به تماشاچیان
ارائه می دهند. این نمایش ها به همراه جلسات پرسش و پاسخ مطولشان تا ساعات
پایانی هر شب ادامه دارد.

فیلمنامه
نویسان و کارگردانان سینمای امروز ایران مانند خسرو سینایی، شادمهر
راستین، پیمان قاسم خانی، ضیا الدین دری، بیژن میرباقری، امیر شهاب
رضویان، فرهاد توحیدی و بسیاری دیگر به همراه محمد مهدی عسگرپور مدیر خانه
سینما حضور داشتند.

محتوای این
جلسات الیته کاملا تخصصی نبود و باب بحث های سیاسی نیز باز شد. به عنوان
مثال در جلسه کارگردانی بحث ها بیشتر حول مساله سانسور، رابطه ایران و
آمریکا و یا دلیل اهدا یا عدم اهدا جایزه اسکار به فیلم های ایرانی دور می
زد و کمتر سوالات کارگردانان ایرانی به شیوه های اجرایی کارگردانی و تکنیک
ها و متد های کارگردانی در سینمای آمریکا مربوط می شد.

حتی یکی
از کارگردانان ایرانی درخواست‌هایی از آمریکایی ها داشت. علیرضا رئیسیان
که اداره این بخش از جلسه را عهده دار بود، از اعضای آکادمی خواست شرایطی
ترتیب بدهند که از این به بعد فیلم منتخب ایرانی که قرار است به اسکار
ارائه شود حتما از طریق خانه سینما انتخاب شود و حاضران که همگی بدون
استثنا از اعضا خانه سینما بودند به شدت از این خواسته استقبال کردند.

هم چنین
"جلسه بازیگران" با عدم حضور بازیگران جوان ایرانی مواجه شد و تنها جمعی
از بازیگران قدیمی تر حضور داشتند. در یکی از جلسات به فیلم های توهین
آمیزی مانند سیصد اشاره شد و سوالاتی درباره میزان دخالت دولت آمریکا در
ساخت این فیلم ها مطرح شد که هر سه نفر میهمان آمریکایی دخالت دولت آمریکا
را تکذیب کردند.

به نظر می
رسد اینکه یک نهاد خصوصی با وجود اعتراضات و انتقادات گسترده گروه های
مختلف به راحتی می تواند مدعوان دلخواهش را به ایران فراخواند و در برابر
این اعتراضات هیچ پاسخی ارائه ندهد، موضوع تازه ای است که سابقه نداشته
است.

تبعات این
مسئله نیز در واکنش هایی که این روزها برانگیخته شد قابل مشاهده است.
اکنون سه وزیر اطلاعات، امور خارجه و فرهنگ و ارشاد برای پاسخگویی به
رفتار خانه سینما به کمیسیون فرهنگی مجلس فراخوانده می‌شوند اما دعوت
کنندگان برای رفتارشان هیچ توضیحی نمی دهند.


87/12/9
11:31 عصر

سودابه و زلیخا !

بدست صعصعه در دسته رویای خیس، سودابه و زلیخا !، nikanma

سودابه و زلیخا ! 

عشق

 سودابه و زلیخا شباهتهای فراوانی دارند. هر دو سخت عاشقند و
به خاطر عشقشان از اریکه معشوقی که مسند طبیعی زن است ، پایین آمده اند و
در این راه از بی اعتنایی معشوق و ملامت دیگران و بدنامی هم ابایی ندارند.
عشق در هر دو به گونه ای است که در نهایت به نفرت نزدیک می شود و
هر دو حاضر می شوند در اوج عاشقی ، معشوق خویش را با هر دسیسه و نیرنگی به
کام آتش و مرگ یا حبس و بند بکشانند. به خلاف نظر کسانی که ساده لوحانه "عشق" را در برابر و متضاد با " خشونت " می دانند و در شعارهای رمانتیکشان مردم جهان را از خشونت به عشق دعوت می کنند , سودابه و زلیخا ثابت می کنند که عشق در ذات خودش می تواند خشن ترین پدیده جهان  و آن روی سکه نفرت باشد!!

سودابه منفورترین زن شاهنامه است.
وقتی که سیاوش کشته می شود , این نفرت اوج می گیرد و کار به جایی می رسد
که رستم سر آسیمه و خشمگین به دربار کاووس می شتابد و هر چه دلش می خواهد
نثار او و  سودابه می کند:

 

چو آمد بر تخت کاووس کی
سرش بود پر خاک و پر خاک پی
بدو گفت : خوی بد ای شهریار
پراگندی و تخمت آمد به بار
تو را عشق سودابه و بدخویی
ز سر برگرفت افسر خسروی
کسی کو بود مهتر انجمن
کفن بهتر او را ز فرمان زن
سیاوش ز فرمان زن شد به باد
خجسته زنی کو ز مادر نزاد!

 

و
بعد سودابه را از کاخ و سراپرده اش  به زاری بیرون می کشد ، از موهایش می
گیرد و او را با خنجر از میان به دو نیمه می کند  و می کشد، بی آنکه حتی
کاووس که سخت دل سپرده این زن است ، کمترین عکس العملی نشان دهد یا این
عاقبت شوم را ناخوش دارد:

تهمتن برفت از بر تخت اوی
سوی کاخ سودابه بنهاد روی
ز پرده به گیسوش بیرون کشید
ز تخت بزرگیش در خون کشید

 

و در نهایت« به خنجر به دو نیم کردش به راه...»

 اما سرنوشت زلیخا به
گونه ای دیگر رقم می خورد. در داستان زلیخا حادثه قابل تامل آزمون تیغ و
ترنج است. او محفلی فراهم می کند و بانوان مصر را که زبان به نکوهش او
گشوده بودند فرا می خواند و آنان چون جمال یوسف را می بینند , از خود بی
خود می شوند و دستهایشان را به جای ترنج می برند:

  1. پس
    چون آن زنان دیده بر جمال یوسف گماشتند , زلیخا را در کار معذور داشتند ,
    گفتند : «این نه جمال بشری است...اگر غلطی است بر ماست.بار ملامت کشیدن در
    راه عشق چنویی رواست!»( تفسیر سوره یوسف , ص 365)

آزمون
تیغ و ترنج همه رفتار زلیخا را توجیه نمی کند ، اما به خوبی نشان می دهد
که زلیخا از مدعیان ملامتگویش که به یک نگاه دست از ترنج نشناختند ،
خویشتندارتر و باجنبه تر است!  او اگر دامان عشق را به سیاهی و دسیسه نمی
آلود چه بسا  به واسطه عشق بزرگی که  در جان داشت ، قدیسه بزرگ تاریخ عشق
بود و به قول سعدی بر او هیچ ملامتی  روا نبود :

                    گرش ببینی و دست از ترنج بشناسی                    روا بود که ملامت کنی زلیخا را !

 به نظر می رسد که نگاه به زن و عشق در داستان زلیخا بسیار

انسانی تر و واقعی تر است از آنچه در حکایت سودابه آمده است!

87/12/3
11:22 عصر

توهین به بیت امام، دلیل فوت یار امام

بدست صعصعه در دسته توهین به بیت امام، دلیل فوت یار امام

توهین به بیت امام، دلیل فوت یار امام
گفت و گو با همسر آیت الله توسلی
27
بهمن‌ماه سالروز درگذشت آیت‌الله توسلی است. ایشان که همواره یار و یاور
حضرت امام خمینی(ره) بودند سال گذشته هنگام دفاع از بیت حضرت امام و نوه
ایشان، آقای سیدحسن خمینی دچار عارضه قلبی شدند و رحلت نمودند. در خاطرات
فرزندان این انقلا‌ب همیشه جایی برای آیت‌الله توسلی وجود دارد. ایشان را
به یاد می‌آورند در جماران و پای سخنرانی‌های حضرت امام. به یاد می‌آورند
دعای پرشور ایشان را برای امام و رزمندگان اسلا‌م و به یاد می‌آورند
برنامه‌های احکامش را که هر روز قبل از اذان ظهر از رادیو پخش می‌شد.
خبرنگار «اعتماد ملی» در گفت‌وگو با همسر مرحوم آیت‌الله توسلی از زندگی
ایشان پرسیده و همین‌طور از دوستی‌اش با امام.


لطفا از زندگی آیت‌الله توسلی بگویید؛ در چه سالی متولد شدند و در چه شهری؟

آیت‌الله توسلی در سال 1309 در محلا‌ت دیده به جهان گشود و تا سال ششم
ابتدایی را در محلا‌ت و کنار خانواده خود گذراند. در تابستان آن سال امام
به‌دلیل آب‌‌وهوای مناسبی که محلا‌ت داشت به این شهر آمدند و درس اخلا‌ق
را در مسجد جامع محلا‌ت آغاز کردند. آقای توسلی، بنا به گفته خودشان، با
اینکه در سنی نبودند که درس اخلا‌ق امام(ره) را هضم کنند، اما شیفته
معنویت امام ‌شدند و از همان زمان تصمیم می‌گیرند که به قم مهاجرت کنند. ‌

آیت‌الله توسلی چه سالی وارد حوزه علمیه محلا‌ت می‌شوند؟

در سال 1323.

چه سالی به قم مهاجرت کردند؟

در سال 1325 و در 16 سالگی؛ علی‌رغم مخالفت خانواده. البته نه از آن جهت
که مخالف روحانی شدن ایشان باشند بلکه به‌خاطر اینکه وضعیت مالی مناسبی
نداشتند و پدرشان قادر نبود پولی برای ایشان ارسال کند. در نهایت، ایشان
قبول کردند که بدون دریافت هیچ کمک مالی از خانواده راهی قم شوند که چنین
کردند و در قم در حجره‌ای با دوستان خود زندگی کردند. پس از چند سال درس
خواندن نیز به درس امام راه یافتند، چون از نوجوانی با امام آشنا شده
بودند سخت تحت تاثیر منش اخلا‌قی و روش زندگی امام قرار گرفته بودند.

در چه سالی با آیت‌الله توسلی ازدواج کردید؟

سال 1335.

آیا شما هم محلا‌تی هستید؟

بله، البته چون محلا‌ت خیلی بزرگ نیست دورادور شناختی از ایشان داشتم.

در زمان ازدواج، شما و آیت‌الله توسلی چند سال داشتید؟

آقای توسلی 26 سال داشتند و من 12 سال. یک‌سال و نیم پس از ازدواج به قم
مهاجرت کردیم. ایشان آن زمان مشغول درس خواندن بودند. از آن دسته طلا‌بی
هم بودند که خیلی مقید به درس بودند. ‌

آیا فرزندان آیت‌الله توسلی به‌خصوص پسرها وارد عرصه سیاسی شدند؟

در زمان انقلا‌ب پسر بزرگم 13 سال داشت.

لطفا از فرزندانتان بگویید.

فرزند بزرگ من همسر آقای عیسی ولا‌یی عضو مجمع روحانیون و نماینده
دوره‌های دوم و سوم مجلس است. فرزندانم رسما وارد مسائل سیاسی نشدند و در
حزب یا تشکیلا‌ت سیاسی عضو نبوده و نیستند و شغل دولتی هم ندارند.

اساتید آیت‌الله توسلی در قم چه کسانی بودند؟

آیت‌‌الله بروجردی، آیت‌الله سلطانی‌طباطبایی، آیت‌الله منتظری، آیت‌الله شهید صدوقی و در راس همه امام خمینی(ره.)

چه زمانی با امام آشنا شدند؟

سابقه آشنایی با امام را قبلا‌ توضیح دادم و این ارادت در قم تداوم پیدا
کرد. ایشان از مریدان امام بودند و تا رحلت حضرت امام همراهی‌اش کردند.
اکنون نیز در کنارش آرمیده‌اند.

اگر امکان دارد خاطره‌ای از دوستی آقای توسلی با امام بگویید.

امام اوایل مرجعیت رساله‌ای نداشتند. عده‌ای از جمله آقای توسلی بعد از
رحلت آیت‌الله بروجردی خدمت امام رسیده بودند و از امام خواسته بودند که
رساله بدهند. امام پاسخ مثبت ندادند و فرمودند من پولی برای چاپ رساله
ندارم. از این‌رو شاگردان امام ازجمله مرحوم آیت‌الله توسلی فتاوی امام را
جمع‌آوری و با هزینه خودشان که قرض کرده بودند رساله را چاپ کردند.

آیا آیت‌الله توسلی در قیام 15 خرداد هم نقشی داشتند؟

در 13 خرداد 1342 امام را دستگیر کردند و دو روز بعد جریان 15 خرداد رخ
داد. آن ایام چون ایام محرم بود آقای توسلی برای تبلیغ به جنوب ایران رفته
بودند. فردای دستگیری امام، ایشان بدون اطلا‌ع از ماجرا برگشتند. در
ایستگاه راه‌آهن قم متوجه می‌شوند که جو مثل همیشه نیست چراکه ایستگاه
بسیار خلوت بود. یک نفر به ایشان می‌گوید سریع اینجا را ترک کنید، حکومت
نظامی است. منزل ما در قم خیابان آبشار بود؛ تقریبا نزدیک به ایستگاه
راه‌آهن. آقای توسلی به منزل آمدند و بی‌خبر از دستگیری امام. از آن زمان
فعالیت‌شان بیشتر شد تا زمان تبعید امام به ترکیه.

ارتباط آیت‌الله توسلی با امام در ترکیه چگونه بود؟

با امام در ترکیه ارتباط خاصی نداشتند ولی با منزل امام در تماس بودند.
ایشان هیچ‌گاه منزل امام را ترک نمی‌کردند. با حاج‌آقا مصطفی فرزند بزرگ
امام نیز هم‌درس و مدتی هم‌مباحثه بودند. زمانی که رژیم به مدرسه فیضیه
حمله می‌کند و امام می‌آیند و می‌گویند من روح‌الله خمینی هستم، چرا
طلبه‌ها را می‌کشید؟ ایشان تا آن زمان آنجا بودند. ما تا مدت‌ها اصلا‌ خبر
نداشتیم کجا هستند. تلفن هم نداشتیم که خبر بگیریم.

ارتباط آیت‌الله توسلی با امام در نجف چگونه بود؟

زمانی که امام به نجف تبعید شدند، بچه سوم ما 40 روزه بود. یک‌ماهی آقای
توسلی خیلی اذیت شدند، شب‌ها تا صبح از ناراحتی راه می‌رفتند. بعد تحمل
نکردند و گفتند که من می‌خواهم به عراق بروم. آن زمان هم رفتن به عراق
خیلی مشکل بود و سختگیری می‌کردند و به هیچ‌عنوان نمی‌گذاشتند کسی به آنجا
برود. بعد ایشان به صورت مخفی و قاچاقی به عراق رفتند و من مخالفتی نکردم
با اینکه در قم غریب بودم با سه تا بچه.

چه سالی بود؟

سال 1345. 10 روز در راه بودند تا به عراق (نجف) می‌رسند. 2 ماه آنجا
بودند که حاج‌آقا مصطفی برای ایشان پاسپورت گرفتند و از آن به بعد مرتبا
رفت‌وآمد می‌کردند. از نجف به ایران و از ایران به نجف پنهانی اعلا‌میه‌ها
را ردوبدل می‌کردند و این ارتباط ادامه داشت تا پیروزی انقلا‌ب.

آیا قبل از انقلا‌ب آیت‌الله توسلی دستگیر شدند و به زندان رفتند یا خیر؟ ‌

در سال 1343 یا 44 دستگیر و زندانی شدند. ‌

آیا آیت‌الله توسلی تبعید هم شده‌اند؟

خیر.

آیت‌الله با امام در پاریس هم ارتباط داشتند؟

ارتباط داشتند اما به پاریس نرفتند.

نقش آیت‌الله توسلی در تعیین شورای انقلا‌ب یا دولت موقت چگونه بود؟

ایشان در دفتر امام بودند و مسئولیت کارها در دفتر را بر هر کاری ترجیح می‌دادند. ‌

چطور آیت‌الله توسلی به عنوان مسئول دفتر امام انتخاب شدند؟

مرحوم توسلی عضو جامعه مدرسین قم بود و در جریان انقلا‌ب و مبارزه با
حکومت شاه نیز نقشی فعال داشتند. امضاهای ایشان پای اعلا‌میه‌های آن دوران
گواه این مطلب است. وقتی امام به قم مشرف شدند صحبت از مسئول دفتر شد که
جامعه مدرسین، آقای توسلی را پیشنهاد کردند. طبیعی بود که علا‌قه امام به
ایشان و ارادت آقای توسلی به امام مزید بر علت شد تا مرید و مراد بار دیگر
در کنار هم قرار گیرند و این شریف‌ترین کاری بود که مرحوم توسلی خواهان آن
بود. این مسئولیت تا رحلت امام ادامه داشت و حتی بعد از رحلت امام هم
اداره امور دفتر امام را بر هر کاری ترجیح می‌دادند. ‌

چه شد که ایشان ظهرهای هر روز قبل از اذان احکام می‌گفتند؟

زمانی‌که آقای محمد هاشمی رئیس سازمان صدا و سیما بود از حضرت امام
درخواست کرده بودند که کسی ظهرها در رادیو احکام بگوید. امام نیز آقای
توسلی را انتخاب کردند. به مدت 13 سال در رادیو احکام می‌گفتند و این کار
تا پایان دوره اول ریاست‌جمهوری آقای خاتمی ادامه داشت. حتی امام هم احکام
ایشان را از رادیو گوش کرده بودند. یک نفر از خانواده امام نقل می‌کند که
من نزد امام رفتم تا مساله‌ای از امام بپرسم. امام فرمودند از آقای توسلی
بپرسید. آیت‌الله گلپایگانی هم به ایشان گفته بودند من هر روز احکام شما
را گوش می‌دهم. اما بعد از پایان دوره اول ریاست‌جمهوری آقای خاتمی، به
علت حمایت‌های بی‌دریغ ایشان از آقای خاتمی، صداوسیما دیگر تمایلی به
ادامه بیان احکام از طرف آقای توسلی را نداشت.

چه شد که ایشان مشاور آقای خاتمی در امور روحانیون در دوران ریاست‌جمهوری شدند؟

مرحوم توسلی شدیدا به آقای خاتمی علا‌قه داشتند. در انتخابات سال 76 از
مدافعان آقای خاتمی بودند و در شهرهای مختلف سخنرانی‌های متعددی به نفع
آقای خاتمی کردند. از تهمت‌هایی که به آقای خاتمی می‌زدند رنج می‌برد و
وظیفه خود می‌دید که از این فرزند زهرا(س) حمایت کند، چون اعتقاد داشتند
ایشان لا‌یق این مسئولیت است. آقای خاتمی نیز فکر می‌کرد یک مجتهد که
سال‌ها در کنار امام بوده و در بسیاری از مواقع امام ایشان را به عنوان
پیک به منازل مراجع، بزرگان و حتی تشکلا‌ت می‌فرستادند و دیدن چهره ایشان
مردم را به یاد امام(ره) می‌انداخت، مناسب‌ترین شخص برای این مسئولیت است.


مشاغل آیت‌الله توسلی بعد از انقلا‌ب چه بود؟

مسئول ملا‌قات‌های امام و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از زمان تشکیل آن
بودند. ایشان همچنین سه دوره عضو مجلس خبرگان رهبری (از دوره اول تا پایان
دوره سوم) بودند و برای دوره چهارم هم نامزد شده بودند که قبل از انتخابات
فوت کردند.

مرحوم آیت‌الله توسلی از اعضای شاخص جامعه روحانیت مبارز بودند؛ چه شد که به عضویت مجمع روحانیون مبارز درآمدند؟

در آن زمان برخی از اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران به دلیل اختلا‌ف
سلیقه می‌خواستند از جامعه جدا شوند و تصمیم گرفتند که تشکل مجزایی از
جامعه روحانیت درست کنند که با موافقت حضرت امام(ره) مواجه شدند و به این
شکل مجمع روحانیون مبارز پاگرفت. آقای توسلی هم به عنوان یکی از اعضای
برجسته آن این تشکل را ایجاد کردند و تا پایان عمر عضو مجمع باقی ماندند،
چون تفکرات حاکم بر آن را با تفکرات امام همسو می‌دیدند. ‌

چه اتفاقی باعث فوت ایشان شد؟

به خاطر توهین به بیت امام و شخص حاج سیدحسن خمینی خیلی ناراحت و متاثر
بودند. آقای توسلی فرزندان حاج احمد‌آقا را اگر از فرزندان خود بیشتر دوست
نداشتند، حداقل کمتر هم دوست نداشتند و پیشرفت آنها باعث خوشحالی ایشان
می‌شد. با آقای هاشمی مشورت کرده بودند و قرار بر این بود که آقای هاشمی
در خطبه‌های نماز جمعه صحبت کنند و ایشان هم در مجمع تشخیص مصلحت در فردای
آن روز، یعنی شنبه. آقای توسلی متنی را تهیه کردند. با آقای ولا‌یی داماد
ما هم مشورت کردند. من صبح روز شنبه 27 بهمن وقتی ایشان عازم مجمع تشخیص
مصلحت بودند تذکر دادم، مبادا عصبانی شوید که در کمال خونسردی گفتند چرا
عصبانی شوم. چند ساعت بعد از دفتر امام تلفن زدند و حال حاج‌آقا را
پرسیدند. من دلم به شور افتاد. بعد مجددا زنگ زدند و گفتند مثل اینکه حاج
آقا حال‌شان به هم خورده و ایشان را به بیمارستان شوریده منتقل کرده‌اند.
من و فرزندم به طرف بیمارستان حرکت کردیم و وقتی به بیمارستان رسیدیم
حاج‌آقا محمدی‌گلپایگانی مسئول دفتر مقام معظم رهبری به من تسلیت گفتند.
همه آقایان آنجا بودند. آقای هاشمی، خاتمی، بجنوردی و از دفتر امام همه
آمده بودند. آقای هاشمی گریه می‌کردند و می‌گفتند چشم من در چشم ایشان بود
و داشتم از ایشان سوال می‌پرسیدم که یکدفعه حال‌شان بد شد و به زمین
افتادند. بعد حاج حسن آقا آمدند و گفتند برای ایشان در کنار امام یک جای
قبر محفوظ است. ‌
و بدین ترتیب مردی که بیش از 50 سال یار و یاور انقلا‌ب و امام بود به معبود خود پیوست و در کنار مراد خود آرمید. ‌

منبع: اعتماد ملی

87/12/3
10:58 عصر

روح امام هنوز در ایران تاثیرگذار و پرقدرت است

بدست صعصعه در دسته روح امام هنوز در ایران تاثیرگذار و پرقدرت است

روح امام هنوز در ایران تاثیرگذار و پرقدرت است
وی
با مشاوران میانه‌رو و معتدل مشورت کرد و با گزارشگران غربی مصاحبه‌های
مختلف انجام داد و خودش را یک "مرد ساده خدا" که می‌خواهد دمکراسی را در
سرزمین مادری‌ خود احیا کند، معرفی کرد. این راز ماندگاری انقلاب است. وی
بسیار محتاط بود و نه فقط حس وطن‌پرستی‌اش بلکه تدبیرهای زیرکانه اش باعث
این موفقیت شد.
روزنامه گاردین با مرور کتابی نوشته «کن کافلاین» به بررسی حیات بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران پرداخته است.

به گزارش «شفاف» این روزنامه در این خصوص نوشته است، آیت‌الله روح‌الله
موسوی خمینی در ژوئن 1989 در حالی دار فانی را وداع گفت که بعد از 80 سال،
اولین حاکم ایران بود که ‌نه در تبعید و یا به دست جباران، بلکه در خانه
خودش با آرامش و در سرزمین‌مادری به خاک سپرده شد. تمام دولتمردان و مردم
ایران با درود و احترام بسیار وی را به عنوان خدایی‌ترین و مقدس‌ترین
شخصیت در تایخ اسلام بعد از پیامبر اکرم(ص) و امامان شیعه به خاک سپردند.

بنابر این گزارش، در حالی که دستورات اسلام صریحا بر خاک سپاری سریع پس از
فوت تاکید می کند، تشریفات خاکسپاری آیت الله خمینی (ره) و ممانعت مردم از
تدفین وی، حدود یک هفته به طول انجامید.

به نوشته گاردین، مردم در هنگام تدفین می خواستند تنها تکه ای از کفن
امام(ره) را بکنند، شلوغی جمعیت به حدی بود که حاملان پیکر نمی توانستند
تکان بخورند و یک هلیکوپتر دولتی مجبور به جابجایی پیکر شد.

آیت الله خمینی در سال 1902 در یک خانواده که منسوب به خاندان پیامبر
هستند (سید) در روستای بیابانی به نام خمین به دنیا آمد. وی در سنین
نوجوانی و جوانی در حوزه علمیه قم درس می‌خواند و در همان‌جا نیز تاریخ
اسلام و فلسفه سیاسی درس می‌داد.

به گزارش «شفاف» از گاردین، آیت‌الله خمینی هیچ‌گاه تا زمانی که دو مرجع
عالی‌قدر فوت نکرده بودند در سیاست‌ دخول پیدا نکرد، ولی در زمانی که رضا
شاه اقدامات خود را در جهت پیش‌برد سریع جامعه به سوی مدرنیته در غالب
اصلاحات ارضی، کشف حجاب، ارتقای آموزش و پرورش و.... اعمال داشت، لازم دید
که در امور سیاسی مداخله کرده و و با این‌گونه اصلاحات که برخی از آنها
مغایر با شرع بود مخالفت کند.

همان‌طور که کافلاین اشاره می‌کند زندگی تحت سلطنت محمد رضا شاه نیز بسیار
سخت بود، چنانچه سازمان پلیس مخفی وی معروف به ساواک هر کدام از مخالفان
دولت را به طرز وحشتناکی شکنجه می‌کرد.

در نتیجه افزایش مخالفت‌های آیت‌الله خمینی بر علیه انقلاب سفید شاه و به
ویژه انتقاد سرسختانه از پشیبانی شاه توسط آمریکا، ‌وی توسط رژیم پهلوی به
ترکیه تبعید شد. تا زمانی که وی به سن شصت سالگی برسد شخصیتش هنوز شناخته
نشده بود و نامش برای مردم غرب ناشناس بود.

هنگامی که در اولین روز فوریه 1979 به ایران بازگشت، بزگترین خوش‌آمدگویی
را در تایخ داشت. در آن زمان میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها سرازیر شده و با
شادمانی، فریاد و خروش به وی خوش‌آمد گفتند. بر اساس نوشته کافلاین،
امروزه نیز هنوز حکومت کنونی ایران برای وی احترام قائل است و می‌گویند
روح خمینی هنوز با ماست.

به گفته گاردین،‌ البته خوانندگان این مقاله آشنایی خوبی با آخرین تاریخ
ایران داشتند و اطلاعاتی که از یادداشت‌های کافلاین به دست آمده اطلاعات
بیشتری را در اختیار خوانندگاه قرار نمی‌دهد. اما این نیز بر برداشت‌‌های
بدی که غرب از ایران دارد تاثیری ندارد. ولی کافلاین مخالفت خود با حکومت
ایران را مخفی نمی‌کند، در حالی‌که منش پژوهشگری وی نکات ظریف و دقیقی را
آشکار می‌کند.

وی
در به دیدگاه آیت‌الله خمینی نسبت به حقوق زنان در جامعه اسلامی اشاره
می‌کند و می‌گوید: آیت‌الله خمینی نسبت به همسرش و افراد خانواده بسیار
رئوف و مهربان بود. طوری که دخترش می‌گوید: من هیچ‌گاه به خاطر ندارم که
پدرم از مادرم درخواست کرد‌ه‌باشد که حتی یک لیوان آب برایش بیاورد.

اما در ادامه گاردین سوالی مطرح می‌کند بر این اساس که چگونه چنین مردی
وارد عرصه سیاست می‌شود و 15 سال از عمرش را در تبعید می گذراند درحالی که
بر چنان جامعه‌‌ای بزرگ و پیچیده حکم‌فرما می‌شود. کافلاین در ادامه به
این مورد اشاره می‌کند که روحانیت در مخالفت سیاسی در ایران سابقه‌ طولانی
دارند.

این روزنامه در ادامه می نویسد: در سال 1979 اقتصاد ایران دچار افت‌ شدیدی
شد و صنعت نفت ایران دچار وقفه شد و کشور توسط گروه‌های چپ و راست و با
تیر و تفنگ مورد هجوم قرار گرفت. در این شرایط بود که آیت‌الله خمینی همه
نیروها را در قالب بسیج جمع کرد که این یک موفقیت سیاسی بود.

در سال‌های 1970 در حالی که امکان داشت انقلاب به شکلی کاملا متفاوت ظاهر
شود. وی با مشاوران میانه‌رو و معتدل مشورت کرد و با گزارشگران غربی
مصاحبه‌های مختلف انجام داد و خودش را یک "مرد ساده خدا" که می‌خواهد
دمکراسی را در سرزمین مادری‌ خود احیا کند، معرفی کرد.

این همان راز ماندگاری انقلاب است. اما وی بسیار محتاط بود و نه فقط حس وطن‌پرستی‌اش بلکه تدبیرهای زیرکانه وی باعث این موفقیت شد.

گاردین ادامه داد، کافلاین هیچ‌گاه توضیح نداد که چرا نفوذ آیت‌الله خمینی
همچنان در ایران باقی مانده. وی به درستی خباثت رژیم شاه را شرح داد و به
اهمیت اظهارات ملی‌گرایانه آیت‌الله خمینی اشاره کرد که حس عدالت‌خواهی
ایرانیان را برانگیخت. اما او هیچ‌گاه به ما توضیح نداد که این انقلاب
چگونه بر پایه‌ها و اساس کشور کار کرد که نه‌ تنها در تهران بلکه در شهر
کوچکی نظیر خمین نیز تاثیر گذاربود.

این روزنامه انگلیسی در پایان تاکید کرده است: البته این خجالت‌آور است که
کافلاین در کتاب خود به اینکه چرا هنوز آیت‌الله خمینی بین مردم محبوبیت
دارد، اشاره نکرده‌است و اینکه چرا هنوز شعارهای سیاسی مذهبی او برای
میلیون‌ها نفر از مردم ایران که از یکی از قدیمی‌ترین و با تمدن‌ترین
کشورهای دنیاست، پذیرفته شده و مورد درخواست است.
به نقل از "شفاف"

87/12/3
10:50 عصر

حکمت

بدست صعصعه در دسته رویای خیس، حکایت

مردی نزد حکیمی رفت و گفت: فلانی پشت سرت چیزی گفته است ؛ حکیم گفت : در این گفته ات سه خیانت بود : شخصی را نزد من خراب کردی فکر مرا مشغول کردی و خودت را نزد من خوار کردی